تبليغاتX
҉ ★☆مرداب متال☆★ ҉
امروز یه چند تا اهنگ از جو ساتریانی میزارم حال کنین ای یارو خیلی خداست گیتارشم ایبانز هست مدلشم تو بازار هست با قیمت ۳۰۰ تومن ای جو با این گیتار معمولی خیلی کفن میزنه (برای اقا سینا که دیگه با گیتارش شاخ نشه) این یارو که بیوگرفیشو بعدا میزارم استاد کرک همت و استیو وای وخیلیهیه دیگه هست کامنت یادتون نره.....

01-joe_satriani-super_colossal.mp3

02-joe_satriani-just_like_lightnin.mp3

03-joe_satriani-its_so_good.mp3

04-joe_satriani-redshift_riders.mp3

05-joe_satriani-ten_words.mp3

06-joe_satriani-a_cool_new_way.mp3

07-joe_satriani-one_robots_dream.mp3

08-joe_satriani-the_meaning_of_love.mp3

09-joe_satriani-made_of_tears.mp3

10-joe_satriani-theme_for_a_strange_world.mp3

11-joe_satriani-movin_on.mp3

12-joe_satriani-a_love_eternal.mp3

13-joe_satriani-crowd_chant.mp3

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 12:28  توسط میلاد سیک | 
این بروبکس هی گیر میرن میگن چرا موزیک رپ میزاری حرف ضد متال میزنی و........

من چند تا نکته بگم تا درست بیفته:۱-من از مطلب تکراری بدم میاد و دوس ندارم مثلا از پیچیدگی موسیقی متال بنویسم چون همه این کر رو کردن ۲-میخام یه کم از این خبرهای مردم در مورد متال بنویسم که بگم چقدر حالوو هستن و یه کم متالرها بهشون بخندن این چکیده مطالب  پستای جدید منه

راستی یه نیگا به مطلب شیطان بندازین که هوی متال رو با رپ گرفته و کلی بخندین

+ نوشته شده در  جمعه 21 مهر1385ساعت 0:29  توسط میلاد سیک | 

بدون پشيمانى رهايش مى كنم
نيك راديك
ترجمه: مازيار فكرى ارشاد
روز هفتصد و پانزدهم. اين آخرين ميان نويسى است كه در اواخر مستند متاليكا: نوعى هيولا ساخته جو برلينگر و بروس زينافسكى روى تصوير ظاهر مى شود. ساخت جديد ترين آلبوم گروه متاليكا با عنوان قديس خشم به يك ماراتن تمام عيار تبديل شد. در سينما حتى ستارگان مقتدرى چون تام كروز، بايد بر طبق برنامه از پيش تعيين شده كار كنند. اما در صنعت موسيقى رسمى حاكم است و آن اينكه وقتى گروهى وارد استوديو مى شود، تا زمانى كه همه چيز واقعاً مرتب و درست نباشد از آن خارج نخواهد شد.
۷۱۵ روز زمانى بود كه صرف آمادگى كامل گروه متاليكا شد تا يك آلبوم ضبط كنند. به هر حال متاليكا در موسيقى گروه مهمى است. ركورد پرفروش ترين تور هاى موسيقى دهه ۹۰ آمريكاى شمالى و فروش نود ميليون نسخه از آثار گروه ظرف دو دهه گذشته دستاورد قابل توجهى است. وقتى خواننده گروه جيمز هتفيلد روى صحنه مى خواند رو به راه به نظر نمى رسد و تعجبى هم ندارد كه مثل جك بلك در فيلم مدرسه راك، به زمين هم بيفتد. طرفداران به خاطر هتفيلد متاليكا را دوست دارند. روى صحنه جاى مناسبى براى از هوش رفتن نيست.
و بعد دوربين هاى برلينگر و زينافسكى به كار مى افتند، گره گشايى مى كنند و وارد جرو بحث ها و مشاجره هاى اعضاى گروه مى شوند. هتفيلد مدت كوتاهى پيش از نمايش فيلم در نيويورك گفت: «وقتى تصاوير خودم را در اين فيلم مى بينم، خب اصلاً راضى نيستم. خيلى غيرقابل تحمل به نظر مى رسم.» متاليكا: نوعى هيولا چيزى وراى يك مستند درباره موسيقى است، هر چند كه قطعات موسيقى در آن فراوان به گوش مى رسد. اين فيلم گوشه اى پرارزش از تاريخ فيلمسازى است كه پنج شخصيت انسانى متفاوت (سه عضو گروه و دو فيلمساز) را براى مدتى طولانى كنار هم قرار مى دهد.» اين مستند از آن فيلم ها نيست كه خواننده هاى راك از خودشان براى مستند ساز ها بگويند و بعد مستند ساز ها چيز دندان گيرى از خواننده هاى راك به تماشاگر نشان ندهند.
متاليكا: نوعى هيولا سرشار از واقع گرايى و حقيقت زندگى است. متاليكا حدفاصل سال هاى ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ را در ركود و رخوت كامل به سر برد. كارگر هاى قديمى سان فرانسيسكو، اين دوره را در پريشانى و آشفتگى از سر گذراندند. تمام دردسر ها براى ضبط آلبومى بود كه بعد ها قديس خشم نام گرفت. در طول مدت تمرين و ضبط قطعات اين آلبوم، اعضاى گروه توسط دكتر فيل تاول تحت روان درمانى قرار گرفتند. اين روان شناس سعى داشت تنش هاى جارى ميان اعضاى گروه را از ميان ببرد و خشم و اضطراب هاى آنان را مهار نمايد. به خصوص درگيرى هاى جيمز هتفيلد و لارس اولريخ نوازنده درام گروه، كه گروه متاليكا را در سال ۱۹۸۱ بنيان گذاشتند. و كرك همت گيتاريست گروه كه يك سال بعد به آنها افزوده شد. به جز اين سه نفر نوازندگان متعددى در بيست و سه سال گذشته به گروه پيوستند و بعد هر كدام به دلايلى راه خود را جدا كردند. مدت كوتاهى پس از آغاز فيلمبردارى هتفيلد به علت اعتياد شديد به الكل گروه را ترك كرد و يازده ماه را در كلينيك هاى بازپرورى صرف ترك اعتياد نمود. خود هتفيلد درباره آن دوران مى گويد: «تصميم اين بارم براى ترك الكل جدى بود. نمى خواستم مثل دفعات قبل پيش يك روانپزشك بروم. دليل اصلى اش هم اين بود كه همسرم مرا از خانه بيرون انداخته و گفت: برو تو يه بيمارستان بسترى شو، تو واقعاً به كمك احتياج دارى.» وقتى هتفيلد برگشت، بالاخره گروه كارساخت آهنگ ها را به پايان رساند و ضبط را آغاز كرد. گيتار بيس آلبوم قديس خشم را باب راك تهيه كننده متاليكا نواخت. بعد هم رابرت تروخيلو نوازنده بيس سابق گروه آزى آزبرن براى تور سيزده ماهه گروه استخدام شد. آزبرن هم بلافاصله جيسن نيوستد نوازنده سابق بيس متاليكا را جايگزين تروخيلو كرد. در واقع خروج نيوستد از متاليكا در سال ۲۰۰۱ جرقه آغاز بحران در گروه بود. بعد تاول روان شناس استخدام شد. در فيلم صحنه اى هست كه تاول مى گويد فروش خانه اش در آركانزاس ربطى به حقوق ماهيانه چهل هزار دلارى اش كه از گروه هوى متال كاليفرنيايى مى گرفت ندارد. زمانى كه تاول را در يك ميهمانى پيش از نمايش افتتاحيه فيلم در نيويورك ديدم متعجب نشدم. او همراه شان پن و كلى از برو بچه هاى سينماى مستقل نيويورك، مشغول گپ زدن بود و هتفيلد كه در فيلم چهره ناخوشايندى از خود به نمايش گذاشته مى گويد: «فكر مى كنم حضور تاول يك هديه بود، يك هديه پدرانه.»
برلينگر و زينافسكى اولين بار اعضاى گروه متاليكا را در سال ۱۹۹۶ و براى كسب اجازه استفاده از ترانه مشهور بازگشت به خانه (آسايشگاه روانى) از آلبوم عروسك گردان در فيلم گمشده در بهشت ملاقات كردند.
گمشده در بهشت مستندى بود درباره سه نوجوان اهل ممفيس كه به جرم كشتن سه نفر در مراسم شيطان پرستان در حال گوش دادن به موسيقى هوى متال دستگير شده بودند. بنيادگرايان مذهبى هميشه با موسيقى متال مخالفت مى ورزند اما با سبك هاى ديگر موسيقى مشكلى ندارند. البته جريان اصلى موسيقى هم دل خوشى از موسيقى متال ندارد. مطبوعات هم همين طور، مثلاً گاردين همه سبك هاى موسيقى را نقد مى كند و به آن مى پردازد. اما به ياد نمى آورم در گاردين نقد يا مقاله اى درباره متاليكا يا مثلاً مگاوث خوانده باشم و اين غيرمنصفانه است. متاليكا در دو دهه گذشته حضورى مقتدر در عرصه موسيقى جهانى داشته و قديس خشم آلبومى متفاوت و چالش برانگيز است. بيشتر از آن كه به سبك ترش متال (Thrash metal) نزديك باشد به سبك پانك (Punk) شباهت دارد. «آنها بازگشتى به سبك و سياق سال هاى اوليه فعاليت شان داشته اند» كتى كمپينا نويسنده مجله آمريكايى متا اج، راهنماى من در دنيايى كه دايناسور هايش هنوز از ميان نرفته اند اين جمله را بر زبان مى آورد. او مى گويد: «قديس خشم يك آلبوم كاملاً شخصى است. آنها در اين آلبوم تحت تاثير هيچ كس حتى زينافسكى و برلينگر، قرار نگرفته اند. همه در اين پروژه همديگر را جدى گرفته اند.»
زمانى كه زينافسكى و برلينگر با گروه متاليكا ديدار كردند، در واقع علاقه اى به موسيقى هوى متال نداشتند. برلينگر در اين باره مى گويد: «در سال ۱۹۹۶ براى موسيقى بعضى از فيلم هايمان با گروه متاليكا آشنا شديم. به نظر يك مشت مست و ابله و بى عقل مى رسيدند. ما طرفدار موسيقى آنها نبوديم، اما براى موسيقى فيلم مان به آنها نياز داشتيم.» اعضاى گروه نه تنها با خواسته آنها موافقت كردند، بلكه يكى از ترانه هاى خود را نيز به شكل مجانى در اختيار آنها قرار دادند. لارس اولريخ درامر گروه با اشاره به مستند نگهدارى از برادر ساخته زينافسكى و برلينگر كه در جشنواره سال ۱۹۹۲ ساندنس برنده جايزه بهترين مستند شد مى گويد: «از وقتى آن فيلم را ديدم، طرفدار جو و بروس شدم. مستندى بود درباره چهار برادر نيمه خل و چل كه در نيويورك زندگى مى كردند.»
متاليكا: نوعى هيولا هم از بعضى جهات شباهت هايى با آن فيلم دارد. برلينگر مى گويد: «آنها خيلى معقول و جذاب به نظر مى رسند و خيلى هم روشنفكر و مطلع. براى ما خيلى جالب بود كه پرسوناى آنها روى صحنه با آنچه در زندگى عادى بودند تفاوت هاى بسيارى داشت. لارس اولريخ يك عشق سينماى واقعى است كه خيلى فيلم ديده.»
در واقع وقتى اولريخ فهميد كه اين دو قصد دارند مستندى درباره آلبوم جديد گروه بسازند، هيجان زده شد. حتى درخواست كرد فيلم چيزى بيش از يك اطلاع رسانى تجارى باشد.
«نگران تجارى و سطحى درآمدن كار بودم. اما فيلم چيزى فراتر از حد انتظارم شده است.»
دو فيلمساز هم همين نگرانى را داشتند. زينافسكى در اين باره گفت: «با ساختن فيلمى مثل بهشت گمشده نمى توان ثروتمند شد. اما از راه ساخت آگهى هاى تبليغاتى پول در مى آورديم و اين پروژه يك كار كاملاً شخصى بود.»
اما خب هميشه مشكلاتى هم هست. «هر بار كه به ديدن آنها رفتيم، گفتيم كه نمى خواهيم يك مستند تبليغاتى صرف بسازيم جيمز به ما نگاه مى كرد و مى گفت امكان نداره. هتفيلد حتى قبل از ترك اعتيادش به الكل هم آدم ترسناكى به نظر مى رسيد. اندامى ورزيده پر از خالكوبى با صدايى گيرا و خشن. يكى از خوفناك ترين آدم هايى كه تاكنون ديده ام.»
اما وقتى جيمز پس از ترك اعتياد بازمى گردد مى گويد: «الان در بهترين شرايط هستم.» جيمز با نيشخندى بر لب و نگاهى مهربان از پشت عينك آفتابى زرد رنگش اين جمله را بر زبان مى آورد. آنچه بر سر جيمز و گروه آمد آنها را ناچار كرد تاول را به خدمت بگيرند و روانشناس هم به آنها اطمينان داد كه شبيه مشترى هاى پير او نيستند كه در اتاقى در هتل ريتز كارلتون سن فرانسيسكو به ملاقاتش مى روند. سه سال تمام دوربين ها به دنبال گروه همه جا رفتند و دائم خاموش و روشن شدند. نتيجه اين خاموش و روشن شدن مكرر دوربين ها فيلمى شد كه احتمالاً بهترين مستند نسل جديد درباره موسيقيدان هاى هوى متالى است كه در حين تمرين دائم به هم و به همه چيز بد و بيراه مى گويند.
متاليكا: نوعى هيولا مى توانست يك سريال اپراى صابونى باشد. خيلى ساده مى توان آن را با سريال تلويزيونى آزى آزبرن مقايسه كرد. سريال آزى آزبرن كه يك Reality tv serial است، به لحاظ شخصيت ها شباهت هاى فراوانى با اين مستند دارد. به جاى خود آزى، هتفيلد را مى توان گذاشت. با خالكوبى بازوى راستش كه سنت مايكل را در حال مبارزه با شياطين نشان مى دهد. به جاى شرون همسر آزى هم لارس را داريم كه نصف هيكل هتفيلد هم نمى شود، اما در مورد مسائل مالى گروه او تصميم مى گيرد. اولريخ در فيلم عصبى اما با تدبير به نظر مى آيد. اما در زندگى واقعى (حداقل در مصاحبه هايش كه حداقل نيمى از زندگى واقعى است) فردى مطلع و خوش صحبت است.
و بالاخره گيتاريست اول گروه كرك همت را داريم، تنها عضو گروه كه هنوز موهايش را بلند نگه داشته (هر چند فقط تا سرشانه هايش). همت شخصيتى كاليفرنيايى دارد كه هرگاه لازم باشد خودش را كنار مى كشد. خودش به شوخى مى گويد: «هميشه آدم خوبى بود ه ام. در بيست سال گذشته داور و قاضى گروه بودم . اگر من در گروه نبودم اختلافات اين دو نفر گروه را نابود مى كرد.» ضمناً همت يكى از خدايان گيتار الكتريك جهان است. يك نسل از نوجوانان (خصوصاً در آمريكا) نواختن گيتار را از مقالات و نت هاى آموزشى همت در مجلات هوى متال آموخته اند، اما او هميشه كمتر از هتفيلد و اولريخ به چشم مى آيد. همت لزوم استخدام تاول را تاييد مى كند. «روان درمانى آخرين انتخاب ما بود. همه خسته شده بوديم. زندگى بى بند و بار ستارگان راك را سال ها بود تجربه كرده بوديم اما همه چيز ديگر لطفش را برايمان از دست داده بود. ديگر اين طرز زندگى داشت به شدت به ما لطمه مى زد. روان درمانى تنها راه ممكن براى ادامه كار بود. اصلاً جيسن نيوستد (نوازنده بيس سابق گروه) هم به همين خاطر گروه را ترك كرد. همه ما بريده بوديم و تحمل همديگر را هم نداشتيم.»
054885.jpg
متاليكا: نوعى هيولا در نهايت چيزى بيش از يك فيلم تجارى است كه يك گروه مردان ميانسال موسيقيدان در حال روان درمانى را نشان بدهد. اين برترى به خاطر سياست هاى مستندسازى نيست، بلكه به تجربه گرايى زينافسكى و برلينگر در پروسه توليد طولانى مدت فيلم مربوط مى شود. اما انگار كسانى نمى خواستند متاليكا براى بازگشت آماده شود يا فيلم به انتها برسد. وقتى كمپانى تهيه كننده تصميم گرفت فيلم را در تلويزيون پخش كند، گروه متاليكا به قصد جلوگيرى از اين كار فيلم را خريد. برلينگر مى گويد: «خوشبختانه همه چيز درست شد. كمپانى الكترا آن قدر منطقى بود كه فيلم را رها، يا بهتر بگويم آزاد كند. گروه يك چك دو ميليون دلارى به كمپانى الكترا داد و كليه حقوق تجارى فيلم را خريد و قرار شد چهار و نيم ميليون دلار هم پس از نمايش عمومى فيلم به الكترا پرداخت شود.»
فيلمبردارى ادامه يافت، اما كنترل همه چيز اكنون در دست دو فيلمساز بود. برلينگر مى گويد: «اين آدم ها (اعضاى گروه) خيلى آدم هاى خوبى بودند كه اختيار تدوين نهايى را به طور كامل در اختيار ما قرار دادند. هيچ وقت نگفتند اين كار را بكنيم و آن كار را نكنيم.»
با نمايش فيلم تنها در دو سالن در نيويورك و يك سالن در لس آنجلس، متاليكا: نوعى هيولا ركورد فروش مستند هاى راك را شكست و حالا بايد عكس العمل هاى متفاوت تماشاگران انگليسى را شاهد باشيم. چرا كه اين روان درمانى ها و خودنگرى هاى گروه در فيلم، براى انگليسى ها بامزه تر خواهد بود تا آمريكايى ها. اين خيلى غم انگيز خواهد بود كه مستندى درباره روان درمانى گروهى، تماشاگران جدى سينما را ممكن است فرارى بدهد. اما قطعاً حداقل علاقه مندان موسيقى متال از آن استقبال خواهند كرد.
فيلم ميان جلسات روان درمانى و ضبط آهنگ ها در حركت است و زندگى واقعى را بى واسطه به تصوير مى كشد.
نوعى هيولا فيلمى بسيار جاه طلبانه است، به خصوص در ده يا پانزده دقيقه اول اين جاه طلبى كاملاً هويدا است. برلينگر كه به همراه زينافسكى و ديويد زايف (تدوين گرى كه در دو مجموعه تلويزيونى حقيقت تلخ و ملت تلويزيون با مايكل مور همكارى كرده بود) دو سال براى تدوين همزمان با فيلمبردارى وقت صرف كردند، در اين باره مى گويد: «اين سخت ترين و دشوارترين تدوينى بود كه در عمرمان انجام داده ايم. فيلم ساختار خطى مرسومى نداشت. بيشتر بر پايه گسترش، احساس و وجه تماتيك ماجرا تاكيد داشتيم كه كار بسيار دشوارترى بود و توجه تماشاگر را هم كمتر جلب مى كرد. چالش ساختارى ديگرى كه با آن مواجه بوديم اين بود كه هر علاقه مند موسيقى مى دانست كه متاليكا چه دورانى را گذرانده. تصميم نهايى ما هم بر اين شد كه فيلم را به طور موازى با تصاوير حال حاضر و فلاش بك پيش ببريم. پناهم بده مستندى كه در سال ۱۹۷۰ درباره گروه راك برادران مى لز ساخته شد نيز از همين ساختار تبعيت مى كرد. لارس مى گفت دوربين ها مثل سرم هاى حقيقت هستند و اگر در جلسات روان درمانى حاضر نباشند همه چيز از دست مى رود.»
زينافسكى هم اشاره مى كند كه جذابيت فيلم از شخصيت متغير و دكتر جكيل / آقاى هايد گونه اعضاى گروه ناشى مى شود. عناصر اجرايى فراوانى در فيلم وجود دارد. در استوديو، در جلسات روان درمانى و جا هاى ديگر، نه در مصاحبه هاى مزخرف و پر از دروغ و ريا.
اما آيا هميشه همين طور است؟ اين سئوالى است كه از همت پرسيدم. «راستش فكر مى كنم هميشه همين طور است. اين فيلم خيلى جاه طلبانه است. جاه طلب در نفوذ به عمق اتفاقات، جاه طلب در نحوه نمايش ما جلوى دوربين، در آنچه از زندگى گذشته ما مطرح مى كند.»
نوعى هيولا يك فيلم هوى متال است. در يكى از ترانه هاى آلبوم قديس خشم آمده است: رهايش مى كنم بدون پشيمانى / بايد خشمم را رها سازم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مهر1385ساعت 14:14  توسط میلاد سیک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من میلادم.دوست دارم تو این وبلاگ از متال و راک بنویسم . من به هیچ وجه شیطان پرست نیستم و به خدا بیش از هر چیزی اعتقاد دارم.امیدوارم متال رو فقط گوش ندین.اونو درک کنین.......



!!پستهای طلایی وبلاگ!!
بیوگرافی دیوید گیلمور
بیوگرافی پینک فلوید و سید برت
دیوید بووی
دمز های متالیکا
پیکاپ و طرز کار اون
skin ticket of slipknot
##LAMB OF GOD##
APRIGON
**SDS**
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
86/03/01 - 86/03/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
لوگوی دوستان

Metal-

Marsh

Marilyn 

Manson Persian Fan Club

Use IE For Standard Load.

A  L  I  E  N R O N I N
دوستان
M3TALLICA
.::SOAD ONLINE::.
UNFORGIVEN
COUNT LUCIFER
نابخشوده....
افكار جهنمي يك مغز Error
سایت رسمی اکسپلود
0NLY METAL*
REFLECTINGGOD
سنندج متال
شقایق سیاه
Sovereign In Avernus
مرگ جنین
DOWNLOAD METAL VIDEO
محکوم به زندگی
Force Of Satan
Black Metal
دو متالر جوان
Face Of Death (oficial site)
Ir MeTaLer
:::::::ATLANTIS:::::::::
رقص شیطان
A L I E И
Dark Lyric
Evanescence
متال یعنی زندگی
امپراتور دره متال
l- sasan cradle -l-
متال موسیقی زندگی
METALEX
..::REAL NIGHTMARES::..
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان